من یک دختری رویایی وعاشق خودم وخدا واین وبلاگ هم حرف های ته دلم هست البته بعضی ها... ولی نظر..
گام بردارم به سوی بهترین ها..گامی بزرگ برای زود رسیدن به مهربانی ای کاش می دانستیم برای چه زندگی می کنیم!!!! ایا برای گذراندن زمان... یا عمر جالب است!!!!!!!!!!!!!!!! همه بخاطر همین زندگی می کنن بیایید به خود بگوییم ،زندگی برای خوب زیستن است این حرف پاینم است .( تمام ) این نقطه پایان حرف ها نیست بلکه پایان بد زیستن واغاز خوب زیستن در بند بعدی به هم یه قول دهیم اینکه..... شادی را با هم تقسیم کنیم....چه قدر خوبه........ با این کار زندگی/بهتر می شه چه روز کسل کننده ای....هیچ تنوعی ندارد.....هیچ محبتی.....اصلا هیچ.......... کاش می شد تنها با یه حرکت...یه حرکت شایسته....یه حرکت جانانه........زندگی ..شب و روز را تغییر داد تغییر اساسی ها....تغییری که هر ثانیه تورا به زندگی امیدوار و امیدوار تر کرد به خدا می شه ....فقط باید دنبالش گشت....همین.... فقط به خودت بچسب نه،نه،نه،نه،اصلا امکان پذیر نیست ...تنهایی.... یعنی چه حتما باید بدانی برای چه زندگی می کنی وبهترین هایت چه کسانی اند به همین عقربه ثانیه شمار که با تیک تیکش می گذرد تو رو خدا یکم ..فقط یکم قدر عمرت رو بدون...که بی هوده دیگه نگذر باش..قول دادی ها ! آره ... تو ارزش همه چیز را داری حتی جامعه ات اصلا جامعه برای تو ساخته شده فقط تو ...آره چرا ناراحتی که تو این دنیا پا گذاشتی اصلا این دنیا برای تو ساخته شده اگر نبودی دنیا یه چیز مهمی کم داشت.................. و اون تویی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای این علامت سوال ها یه سوال پیدا کن من پیدا کردم چی؟ زندگی .... اره زندگی را هنوز هیچ کس کامل معنا نکرده .ولی من می خواهم از همین امروز دنبالش بگردم دنبال / زندگی... محبت.... عشق یعنی به جای دلت سر زانو هایت زخم شود بچگی... یعنی تنها تلخی زندگیت،شربت سرما خوردگی باشه بچگی... یعنی تنها قطره اشکت واسه سوراخ شدن توپت باشه که از خودمcopy بگیرم وکنار خودم paste کنم ... شاید از این تنهایی خلاص شوم وامروز،آدم ها پینوکیو من از عاقبت مادر بزرگ می ترسم اگر فردا شنل قرمزی،گرگ شود ...!!!!!!
می خواهم زندگی را از نو اغاز کنم،از فردایی دیگر
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/27ساعت
12:53 PM توسط مهسا| |
بیایید هر روز صبح با همان چشمان خواب الود
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/27ساعت
12:39 PM توسط مهسا| |
نگاهم را به پنجره می دوزم وبه افق های دور نگاه می کنم
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/27ساعت
12:35 PM توسط مهسا| |
اصلا بی خیال همه چیز زندگی ، دوستان،و...
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/20ساعت
12:53 PM توسط مهسا| |
نگاه کن ...به چی ؟ به همین زندگی،همین لحظه ای که گذشت
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/20ساعت
12:47 PM توسط مهسا| |
چه قدر خوب...
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/20ساعت
12:42 PM توسط مهسا| |
راستی برای اینکه بی کار نباشی
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/20ساعت
12:35 PM توسط مهسا| |
بچگی...
نوشته شده در جمعه 1392/03/17ساعت
10:9 PM توسط مهسا| |
این روز ها در خودم به دنبال کلیک راست می گردم
نوشته شده در جمعه 1392/03/17ساعت
10:6 PM توسط مهسا| |
دیروز پینو کیو آدم شد
نوشته شده در جمعه 1392/03/17ساعت
9:39 PM توسط مهسا| |

